العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
170
شرح كشف المراد ( فارسى )
است پس نقص ندارد تا ناخشنود باشد و نيز يكتا است پس شريكى ندارد كه محزون گردد و نيز عامل قاهرى بالاى سر او نيست تا از ادراك آن رنج ببرد ، امّا لذت عقلى محلّ اختلاف است : مشهور فلاسفه و گروهى از متكلمين نظير ابو اسحاق ابراهيم بن نوبخت و خواجه طوسى اين صفت را براى ذات حق ثابت مىدانند بدليل اينكه خداوند ذات خويش و صفات كماليهاش را ادراك مىكند و اين همان معناى لذت عقلى است و به تعبير ابن سينا : اجّل مبتهج بشيء هو الاوّل بذاته و باز به قول فاضل مقداد در شرح باب حادى عشر : اجل مدرك لا عظم مدرك باتم ادراك يعنى ذات خداوند والاترين ادراككننده نسبت به بزرگترين ادراكشوندهها « ذات و كمالات ذات » به نحو كاملترين ادراكات « علم حضورى ذاتى » است . در مقابل مشهور متكلمين از جمله جناب علّامه رحمه اللّه مىگويند : خداوند به صفت التذاذ عقلى هم متصف نمىشود بدليل اينكه : همانگونه كه در اصول فقه مىگويند احكام خدا و ملاكات احكام هر دو توقيفى هستند يعنى توقف دارند بر رسيدن بيانى از شارع مقدس ، در اصول دين هم مىگويند : اسماء و صفات الهى توقيفى هستند يعنى توقف دارند بر بيان شارع پس هر اسمى را كه قرآن و سنت خداى را بدان متصف نموده و ناميده ما هم به همان اسم بايد بخوانيم و حق نداريم نام ديگر بر او نهاده و او را بدان صدا بزنيم زيرا كه شايد در اوصافى كه قرآن و سنت ذكر نكرده جهت اشكالى هست و لو عقل اسناد آن را بلا مانع بداند ولى ادراك عقلى كافى نيست و لذا سوء ادب است كه خدا را با آن ياد كنيم پس نتوان گفت خداوند ملتذّ يعنى لذتبرنده است .